على محمدى خراسانى
32
شرح رسائل (فارسى)
پستتر و بدتر باشد زيرا كه شارع به خبر فاسق اعتنا نموده و مستقيما ردّ نكرده بلكه دستور به تأنى و تحقيق داده پس فى الجملة براى او ارزش قائل شده و لكن براى خبر عادل همين ارزش را هم قائل نشده بلكه مستقيما آن را ردّ نموده پس احتمال ردّ مستلزم اين امر است و اين لازم بالوجدان باطل است چون عند جميع العقلاء عادل از فاسق شريفتر است پس اگر به خبر فاسق اعتنا مىشود بايد به خبر عادل بطريق اولى اعتماد شود آنگاه خودبخود احتمال ديگر متعين مىشود و آن عبارتست از قبول بلاتبين و معناى حجيت خبر عادل هم غير از اين چيزى نيست . و امّا مفهوم وصف : مقدمه : در اصول فقه خوانديم كه يك وصف داريم و يك لقب ، وصف آنست كه معتمد بر موصوف باشد و خود موصوف در كلام ذكر شده باشد مانند اطعم الانسان الفقير ، و لقب آنست كه خود عنوان و وصف در كلام ذكر شده و موضوع الحكم باشد بدون اعتماد بر موصوف مثل أطعم الفقير با اين محاسبه آيهء نبأ از قسم مفهوم لقب خواهد بود چون عنوان فاسق موضوع است و نفرموده . ان جاءكم رجل فاسق يا مخبر فاسق و . . . و لقب عند الاكثر داراى مفهوم نيست و برفرض كه جملهء وصفيه را تعميم دهيم و مثل بعضىها بر وصف بدون موصوف هم اطلاق كنيم باز در جملهء وصفيه اختلاف است جماعتى از قبيل شهيد اول طرفدار مفهوم وصفند و جمع كثير منكر مفهوم وصفند و لذا استدلال به آيهء نبأ از ناحيه مفهوم وصف مبنائى خواهد بود ، با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : از طرفى در آيه شريفه سخن از اخبار مخبر فاسق است و اين خبر داراى دو صفت است يكى وصف واحد بودن كه خبر واحد و مخبرش واحد است و ديگرى وصف فاسق بودن كه راوى آن شخص فاسقى است از طرف ديگر : وصف واحد بودن از لوازم ذات اين اخبار است يعنى اين مخبر حقيقتا و اولا و بالذات واحد است نه متواتر و وصف فاسق بودن عارض است